red-handed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

red-hand·ed/ˌrɛdˈhændɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more red-handedsuperlative (عالی): most red-handed

صفت — در حال جرم دستگیرشده

در حال جرم دستگیرشدهمچ‌گرفته

در حال انجام دادن کاری نادرست یا غیرقانونی دستگیر یا دیده‌شده است.

Caught while doing something wrong or illegal.

«نگهبان او را در حال جرم گرفت.»

The guard caught him red-handed.

«او هنگام تقلب در امتحان مچ‌گیر شد.»

She was caught red-handed copying the exam.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000