بازگشت به یک حالت قبلی یا کمتر پیشرفته.
The act of returning to a previous or less advanced state.
«بیمار پس از توقف درمان علائم بازگشت نشان داد.»
“The patient showed signs of regression after treatment stopped.”
«عقبگرد اقتصادی میتواند در دوران بحران اتفاق بیفتد.»
“Economic regression can happen during crises.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معمولا در پزشکی یا رفتار برای بازگشت به شرایط بد استفاده میشود؛ همیشه با معنی کلی بازگشت قابل جایگزینی نیست.
Formal. Often used in medical or behavioral contexts to mean falling back into bad condition; not always interchangeable when general return is meant.
رسمی/قدیمی. بیشتر برای بازگشت اخلاقی یا رفتاری به کار میرود؛ در مکالمه عمومی کمتر استفاده میشود.
Formal/archaic. Used especially for moral or behavioral regression; less common in everyday use.
در آمار و یادگیری ماشین، روشی برای مدلسازی و تحلیل روابط بین متغیرها.
In statistics and machine learning, a method to model and analyze relationships between variables.
«تحلیل رگرسیون به پیشبینی روندهای آینده کمک میکند.»
“Regression analysis helps predict future trends.”
«نرمافزار روی مجموعه دادهها رگرسیون انجام میدهد.»
“The software runs a regression on the data set.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی. نوع خاصی از مدل رگرسیون که به روابط خطی میپردازد.
Technical. A specific type of regression model focused on linear relationships.
فنی. مفهوم عمومیتر که همیشه قابل جایگزینی نیست اما مرتبط است.
Technical. More general concept, not always interchangeable but related.