rekindle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·kin·dle/ˌriːˈkɪndl/
re-againkindleto start a fire or cause to burn
1verb (فعل)commonpast (گذشته): rekindledpast participle (مفعولی): rekindled-ing (حال): rekindling3rd (سوم): rekindles

فعل — دوباره روشن کردن

دوباره روشن کردنشعله‌ور کردن مجدد

آتش را دوباره روشن کردن یا باعث شعله‌ور شدن مجدد آن شدن.

To start a fire again or make it burn more brightly.

«بعد از کم شدن آتش‌شان، دوباره آن را روشن کردند.»

They rekindled the campfire after it died down.

«او تلاش کرد شعله‌های شومینه را دوباره برگرداند.»

She tried to rekindle the flames in the fireplace.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relightدوباره روشن کردن

رایج. وقتی منظور روشن کردن دوباره آتش است می‌تواند جایگزین باشد. بیشتر برای معناهای واقعی آتش به کار می‌رود.

Common. Can replace 'rekindle' when referring specifically to lighting a fire again: 'relight the candle' works well. It is mostly used for literal fires, not figurative sense.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): rekindledpast participle (مفعولی): rekindled-ing (حال): rekindling3rd (سوم): rekindles

فعل — دوباره زنده کردن

دوباره زنده کردنجانی تازه بخشیدن

احساس، رابطه یا علاقه‌ای که کم شده یا از دست رفته را دوباره زنده کردن.

To restore a feeling, relationship, or interest that was lost or diminished.

«آنها پس از سال‌ها جدا بودن، تلاش کردند دوستی‌شان را دوباره زنده کنند.»

They tried to rekindle their friendship after years apart.

«آن فیلم دوباره علاقه‌ام به تاریخ را زنده کرد.»

The movie rekindled my interest in history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviveاحیا کردن

رایج و در زمینه احساسات و مفاهیم انتزاعی جایگزین مناسبی است.

Common. Interchangeable with 'rekindle' in emotional or abstract contexts: 'revive interest' and 'rekindle interest' both work well.

resurrectاحیاء کردن

رسمی و اغلب جدی‌تر از rekindle به کار می‌رود. در مکالمات معمولی کمتر دیده می‌شود.

Formal. Used in sense of bringing something back after disappearance, often more dramatic than 'rekindle'. Less common in daily speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000