related activity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·lat·ed ac·tiv·i·ty/rɪˈleɪtɪd ækˈtɪvəti/
noun (اسم)commonplural (جمع): related activities

اسم — فعالیت مرتبط

فعالیت مرتبطکار مربوط

عمل یا رویدادی که با موضوع اصلیِ مورد بحث ارتباط دارد.

An action or event connected with the main subject being discussed.

«راهنما هر فعالیت مرتبط را فهرست می‌کند.»

The guide lists each related activity.

«فعالیت‌های مرتبط بعد از ناهار شروع می‌شوند.»

Related activities begin after lunch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000