بازگشت

remaining

re·main·ing/rɪˈmeɪ.nɪŋ/
re-again, backmainstay-ingpresent participle or adjective form
adjective (صفت)common
باقی‌ماندهمانده

هنوز وجود داشتن، باقی مانده یا ادامه داشتن.

Still present, left over, or continuing to exist.

«چند بلیط باقی‌مانده موجود است.»

Only a few remaining tickets are available.

«کارهای باقی‌مانده پیچیده‌اند.»

The remaining tasks are complicated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leftoverباقی‌مانده

رایج. معمولاً به غذا یا اشیایی گفته می‌شود که پس از استفاده باقی می‌مانند.

Common. Often refers to food or items remaining after use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000