1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more gonesuperlative (عالی): most gone
صفت — رفته
رفتهحاضر نیستگم شده
دیگر حاضر نیست؛ از مکانی دور شده یا رفته است.
No longer present; away from a place.
«او یک ساعت پیش رفت و اکنون نیست.»
“He left an hour ago and is gone now.”
«کلیدهایم از روی میز رفتهاند.»
“My keys are gone from the table.”
تفاوت با واژههای مشابه
absent— غایب، حاضر نیست (حضور فیزیکی ندارد). این کلمه رسمیتر است و بیشتر برای اشاره به غیبت از یک رویداد، کلاس یا محل کار استفاده میشود.
away— دور، بیرون از خانه. این کلمه غیررسمیتر و رایجتر از absent است و به معنای عدم حضور در یک مکان معمول (خانه، محل کار) به کار میرود. «He is away on business» خوب است، اما «He is gone for good» با «away» کاملاً جایگزین نمیشود. Away میتواند به معنای فاصله گرفتن نیز باشد.
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more gonesuperlative (عالی): most gone
صفت — تمام شده
تمام شدهاز بین رفتهنابود شده
دیگر وجود ندارد یا در دسترس نیست؛ تمام شده.
No longer existing or available; used up.
«تمام غذا تمام شده است؛ باید بیشتر بخریم.»
“All the food is gone; we need to buy more.”
«جوانیام از بین رفته، اما هنوز خاطرات دارم.»
“My youth is gone, but I still have memories.”
تفاوت با واژههای مشابه
finished— تمام شده، به پایان رسیده. این کلمه به معنای تکمیل یک کار یا اتمام چیزی است. «The food is finished» یعنی غذا تمام شده، مشابه «The food is gone». اما «My chance is gone» به معنای «شانسم از دست رفته» است و «My chance is finished» در این بافت کاربرد ندارد.
depleted— تهی شده، کاسته شده (کاهش منابع). این کلمه رسمیتر است و بیشتر به معنای کاهش یا اتمام منابع یا ذخایر به کار میرود. «Our resources are depleted» به کار میرود، اما «Our resources are gone» نیز استفاده میشود.