بازگشت

reorganize

re·or·ga·nize/riˈɔːrɡənaɪz/
re-againorganizeto arrange or systematize
verb (فعل)common
past (گذشته): reorganizedpast participle (مفعولی): reorganized-ing (حال): reorganizing3rd (سوم): reorganizes
سازمان‌دهی مجددبازسازماندهی

دوباره سازمان‌دهی کردن به شیوه‌ای متفاوت، مخصوصاً برای بهبود کارایی.

To arrange or structure again in a different way, especially for efficiency or improvement.

«آن‌ها تصمیم گرفتند دپارتمان‌های شرکت را سازماندهی مجدد کنند.»

They decided to reorganize the company departments.

«مدیر هفته آینده روند کاری را دوباره سازماندهی خواهد کرد.»

The manager will reorganize the workflow next week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restructureبازساختاردهی

رسمی. معمولا برای سازمان‌ها یا سیستم‌های بزرگ به کار می‌رود؛ در زمینه‌های رسمی قابل جایگزینی است اما در گفتگوهای روزمره کمتر کاربرد دارد.

Formal. Often used for large organizations or systems; interchangeable in formal contexts but less common in casual speech.

reorderبازمرتب کردن

رایج. معمولاً برای چیدن مجدد چیزها به کار می‌رود ولی گاهی برای جایگزینی reorganize نیز استفاده می‌شود.

Common. Generally used for arranging items but can sometimes replace reorganize when referring to re-arrangement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000