replace

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·place/rɪˈpleɪs/
re-againplaceput or set
verb (فعل)commonpast (گذشته): replacedpast participle (مفعولی): replaced-ing (حال): replacing3rd (سوم): replaces

فعل — جایگزین کردن

جایگزین کردنتعویض کردن

جای چیزی یا کسی را گرفتن، معمولاً به معنای جایگزینی یا تعویض.

To take the place of something or someone, often to substitute or exchange.

«فردا تجهیزات قدیمی را تعویض خواهند کرد.»

They will replace the old equipment tomorrow.

«باید قسمت خراب را جایگزین کنی.»

You should replace the broken part.

تفاوت با واژه‌های مشابه
substituteجانشین شدن

رایج. وقتی چیزی یا کسی به جای دیگری قرار می‌گیرد؛ در بسیاری موارد قابل جایگزین.

Common. Often used when one thing or person is put in place of another; interchangeable in many contexts.

exchangeتعویض کردن

روزمره. به معنای تعویض دو چیز است؛ بسته به زمینه گاهی قابل جایگزین.

Everyday. Implies swapping one thing for another; sometimes interchangeable depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000