ride herd on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/raɪd hɜrd ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — مهار کردن

مهار کردنزیر نظر گرفتن

گروهی از افراد را از نزدیک زیر نظر گرفتن و کنترل کردن.

To supervise and control a group of people closely.

«مدیر کارکنان تازه را از نزدیک زیر نظر دارد.»

The manager rides herd on the new staff.

«او تمام بعدازظهر مراقب و کنترل‌کنندهٔ بچه‌ها بود.»

She rode herd on the children all afternoon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000