بازگشت

ridicule

rid·i·cule/ˈrɪdɪkjuːl/
ridiculeto mock or make fun of someone
1noun (اسم)common
تمسخراستهزاءمسخره

عمل مسخره کردن یا تمسخر کسی یا چیزی.

The act of making someone or something the object of mockery or scorn.

«ایده‌اش با خنده و تمسخر مواجه شد.»

His idea was met with laughter and ridicule.

«او از اینکه هدف تمسخر قرار گیرد می‌ترسد.»

She fears being the target of ridicule.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mockeryتمسخر

رایج. زمانی که به تقلید یا تحقیر همراه با نفرت اشاره دارد، قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when referring to scornful imitation or derision.

derisionاهانت

رسمی. معنی نزدیک دارد اما بیشتر در متون جدی یا ادبی کاربرد دارد.

Formal. Similar meaning but often used in more serious or literary contexts.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): ridiculedpast participle (مفعولی): ridiculed-ing (حال): ridiculing3rd (سوم): ridicules
مسخره کردنتمسخر کردناستهزاء کردن

با تمسخر یا استهزاء به کسی یا چیزی بخندیدن یا مسخره کردن.

To mock or make fun of someone or something in a scornful way.

«آن‌ها لهجه عجیب او را مسخره کردند.»

They ridiculed his strange accent.

«تلاش‌های او را مسخره نکن؛ او بهترین تلاشش را کرد.»

Don’t ridicule her efforts; she tried her best.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mockمسخره کردن

رایج. اغلب غیررسمی و برای مسخره کردن به صورت بازیگوشانه یا سخت‌گیرانه استفاده می‌شود.

Common. Often informal and used for making fun of someone playfully or harshly.

tauntطعنه زدن

رایج. معمولا به معنی تحریک یا توهین به صورت سرزنگی است.

Common. Usually implies provoking or insulting in a teasing manner.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000