roll one's eyes

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌroʊl wʌnz ˈaɪz/
phrase (عبارت)common

عبارت — چشم چرخاندن

چشم چرخاندنبا چشم‌ها ابراز کلافگی کردن

از روی کلافگی، ناباوری یا بی‌حوصلگی چشم‌ها را به بالا چرخاندن است.

To move one's eyes upward as a sign of annoyance, disbelief, or impatience.

«او از شنیدن بهانه‌اش چشم‌هایش را چرخاند.»

She rolled her eyes at his excuse.

«در جلسه چشم‌هایت را از روی کلافگی نچرخان.»

Don't roll your eyes during the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000