بازگشت

roomy

room·y/ˈruː.mi/
roomspace-ycharacterized by / having
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): roomiersuperlative (عالی): roomiest
جاداروسیعخالی

داخل وسیع و جادار؛ جایی که فضای زیادی دارد.

Having a lot of space inside; spacious.

«کابین به اندازه کافی جادار بود برای همه وسایل‌مان.»

The cabin was roomy enough for all our gear.

«من برای سفرهای طولانی ماشین جادار را ترجیح می‌دهم.»

I prefer a roomy car for long trips.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spaciousجوادار

رایج. در بیشتر موارد وقتی فضای فیزیکی را توصیف می‌کند جایگزین roomy می‌شود — مثلا 'ماشین جوادار' معادل 'ماشین جادار' است. معمولا رسمی‌تر یا ادبی‌تر است.

Common. Interchangeable in most contexts when describing physical space — 'a spacious car' equals 'a roomy car'. Often more formal or literary than 'roomy'.

largeبزرگ

روزمره. وقتی به اندازه کلی تاکید می‌شود می‌تواند جایگزین roomy شود اما کمتر دقیق درباره فضای داخلی است — مثلا 'چمدان بزرگ' ممکن است داخل جادار نباشد.

Everyday. Can replace 'roomy' when emphasizing overall size but less precise about interior space — 'a large suitcase' might not be roomy inside.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000