room

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ruːm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rooms

اسم — اتاق

اتاقحجره

فضایی جدا و محصور داخل ساختمان که برای کارهای مشخصی مثل زندگی، خواب یا کار استفاده می‌شود.

A separate enclosed space within a building used for specific purposes such as living, sleeping, or working.

«او قبل از آمدن مهمان‌ها اتاقش را تمیز کرد.»

She cleaned her room before guests arrived.

«ما به اتاقی برای جلسه نیاز داریم.»

We need a room for the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chamberاتاق

رسمی/ادبی. در بافت رسمی یا ادبی به جای room استفاده می‌شود برای اشاره به اتاقی خاص یا خصوصی.

Formal/literary. Interchangeable in formal or literary contexts to mean a private or significant room — 'The royal chamber' sounds formal and historical, unlike regular 'room.'

spaceفضا

روزمره. کلمه‌ای کلی‌تر که به محل یا ناحیه اشاره دارد و ممکن است بسته نباشد؛ وقتی به جای room می‌آید منظور فضای دردسترس است.

Everyday. A more general term emphasizing an area, not necessarily enclosed; can replace 'room' when focusing on available area, e.g. 'There’s no space for more chairs.'

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — فضا

فضاظرفیت

امکان یا ظرفیت انجام دادن کاری یا جا دادن چیزی.

An opportunity or capacity to do or accommodate something.

«ماشین جا برای یک نفر دیگر دارد.»

There’s room for one more person in the car.

«برای مبلمان جدید جا باز کن.»

Make room for the new furniture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
capacityظرفیت

رسمی. وقتی به توانایی یا جای انجام کاری اشاره دارد جایگزین room می‌شود؛ بیشتر در بافت‌های رسمی یا فنی.

Formal. Can replace 'room' when referring to ability or space for something — 'There is capacity for growth' fits formal or technical contexts.

spaceفضا

روزمره. زمانی که به فضای مجاز یا واقعی اشاره دارد می‌توان به جای room استفاده کرد.

Everyday. Interchangeable when emphasizing available physical or figurative area — 'There’s space for improvement' works.

3verb (فعل)formalpast (گذشته): roomedpast participle (مفعولی): roomed-ing (حال): rooming3rd (سوم): rooms

فعل — جا دادن

جا دادنظرفیت داشتن

فضا یا جا برای کسی یا چیزی فراهم کردن.

To provide space or accommodation for someone or something.

«این جعبه برای جا دادن همه کتاب‌ها خیلی کوچک است.»

This box is too small to room all the books.

«خانه‌شان می‌تواند مهمان‌های زیادی را جا بدهد.»

Their house can room many guests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accommodateجا دادن

رسمی. در معنی جا دادن یا داشتن ظرفیت جایگزین room می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'room' for providing space or lodging — 'The hall accommodates 100 people' is formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000