ropy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈroʊ.pi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ropiersuperlative (عالی): ropiest

صفت — طنابی

طنابیریش‌ریش مثل طناب

ویژگی یا شباهت به طناب؛ دارای رشته‌ها یا الیافی شبیه طناب.

Characteristic of or resembling rope; having strands or fibers like a rope.

«خمیر چسبناک بود و بافت طنابی داشت.»

The dough was sticky and had a ropy texture.

«یک رشته طنابی از طناب قدیمی بیرون کشید.»

He pulled a ropy strand from the old rope.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fibrousالیافی

رسمی. به معنی دارای الیاف، مشابه ropy که بافت را توصیف می‌کند.

Formal. Means containing fibers; similar to ropy describing texture.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000