run off with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈrʌn ɔf wɪð/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — دزدیدن و بردن

دزدیدن و بردنبرداشتن و فرار کردن

چیزی را برداشتن و سریع رفتن، به‌ویژه با دزدیدن آن.

To take something and leave quickly, especially by stealing it.

«یکی کوله‌پشتی‌ام را دزدید و برد.»

Someone ran off with my backpack.

«سگ ساندویچی را برداشت و فرار کرد.»

The dog ran off with a sandwich.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با کسی فرار کردن

با کسی فرار کردنترک کردن برای دیگری

برای بودن با فردی دیگر، شریک زندگی یا خانواده را ترک کردن.

To leave a partner or family in order to be with another person.

«او با دوست‌پسر سابقش فرار کرد.»

She ran off with her old boyfriend.

«او سال گذشته با یکی از همکارانش رفت.»

He ran off with a coworker last year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000