run off
فعل عبارتی — فرار کردن
ناگهان یا بیخبر جایی را ترک کردن و رفتن.
To leave a place quickly, often suddenly or secretly.
«وقتی دروازه باز شد، سگ فرار کرد.»
“The dog ran off when the gate opened.”
«او پیش از آنکه بتوانم تشکر کنم، رفت.»
“He ran off before I could thank him.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی است. برای گریز از خطر، مثل flee the scene، جایگزین میشود؛ اما برای ترک معمولی یک گفتوگو مناسب نیست.
Formal/literary. It replaces 'run off' when escaping danger, as in 'flee the scene,' but not for casually leaving a conversation.
متضادها
فعل عبارتی — سریع نسخه گرفتن
خیلی سریع نسخهای از سند گرفتن یا چیزی را در تعداد زیاد تولید کردن.
To quickly make a copy of a document or produce something in quantity.
«میتوانی برای جلسه بیست نسخه سریع بگیری؟»
“Could you run off twenty copies for the meeting?”
«او پیش از ناهار یک گزارش کوتاه سریع آماده کرد.»
“She ran off a short report before lunch.”
فعل عبارتی — جاری شدن
بهویژه دربارهٔ آب باران، از روی سطحی جاری شدن و دور شدن.
To flow away from a surface, especially rainwater.
«آب باران از سقف به ناودان جاری میشود.»
“Rainwater runs off the roof into the gutter.”
«آب پیش از آنکه جذب شود، جاری شد و رفت.»
“The water ran off before it could soak in.”