run with scissors

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run with scis·sors/rʌn wɪð ˈsɪzərz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بی‌احتیاطی خطرناک کردن

بی‌احتیاطی خطرناک کردنخود را بی‌دلیل به خطر انداختن

کاری بی‌دلیل خطرناک انجام دادن، به‌ویژه با وجود هشدار روشن.

To do something needlessly dangerous, especially despite a clear warning.

«نگرفتن نسخهٔ پشتیبان مثل بازی با خطر است.»

Skipping backups is like running with scissors.

«با دادن آن گذرواژه داری بی‌دلیل خطر می‌کنی.»

You are running with scissors by sharing that password.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000