run through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rʌn θruː/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سریع مرور کردن

سریع مرور کردنیک‌دور تمرین کردن

چیزی را از ابتدا تا انتها سریع تمرین، مرور یا توضیح دادن.

To rehearse, review, or explain something quickly from beginning to end.

«بیایید ارائه را یک بار دیگر سریع مرور کنیم.»

Let's run through the presentation once more.

«او پیش از ناهار طرح را سریع توضیح داد.»

She ran through the plan before lunch.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سریع مصرف کردن

سریع مصرف کردنتمام کردن

پول، مواد یا انرژی را با سرعت مصرف و تمام کردن.

To spend or use up a supply of money, materials, or energy quickly.

«سال گذشته پس‌اندازمان را سریع خرج کردیم.»

We ran through our savings last year.

«چاپگر همهٔ کاغذها را مصرف کرد.»

The printer ran through all the paper.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000