بازگشت

ruth

/ruːθ/
noun (اسم)archaic
ترحمدلسوزیشفقت

احساس ترحم یا همدردی؛ اندوه برای رنج و ناراحتی دیگران.

A feeling of pity or compassion; sorrow for someone’s suffering.

«او نسبت به قربانیان هیچ ترحمی نداشت.»

He felt no ruth for the victims.

«دلسوزی او باعث شد به فقیران کمک کند.»

Her ruth made her help the poor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compassionهمدلی

رسمی/رایج. می‌تواند جایگزین ruth در زمینه‌های همدردی و مهربانی شود، ولی ruth امروزه کمتر استفاده می‌شود.

Formal/common. Can replace 'ruth' in contexts emphasizing sympathy and kindness, e.g. 'showing compassion to others'. However, 'ruth' is archaic and used rarely.

pityترحم

رایج/غیررسمی. معنایی مشابه ruth دارد اما اغلب کمی از موضع بالا نگریسته می‌شود؛ pity امروز رایج‌تر است.

Common/informal. Similar meaning to 'ruth' but often implies a feeling that might be seen as condescending; 'pity' is more common today.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000