بازگشت

sagacity

sa·ga·ci·ty/səˈɡæsɪti/
sagac-wise, keenly perceptive-itystate or quality of
noun (اسم)formal
خردمندیزکاوتهوشمندی

کیفیتی که نشان‌دهنده خردمندی و توانایی تشخیص دقیق و قضاوت صحیح است.

The quality of being wise, having keen mental discernment and good judgment.

«خردمندی او به شرکت کمک کرد از زیان‌های بزرگ جلوگیری کند.»

Her sagacity helped the company avoid major losses.

«قاضی به دلیل خردمندی‌اش در پرونده‌های پیچیده تحسین شد.»

The judge was praised for his sagacity in complex cases.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wisdomحکمت

رایج/رسمی. در اشاره به دانش عمیق و قضاوت خوب، می‌تواند با sagacity جایگزین شود؛ مثلاً «او در تصمیماتش حکمت زیادی نشان داد.»

Common/formal. Can be used interchangeably with sagacity when referring to deep knowledge and good judgment; e.g., 'He showed great wisdom in his decisions.'

insightبینش

رایج/رسمی. در معنی همپوشانی دارد؛ بینش بر درک دقیق ماهیت چیزی تاکید دارد و اغلب همراه با sagacity برای وصف تیزبینی استفاده می‌شود؛ مثلاً «بینش او مشکل را نشان داد.»

Common/formal. Overlaps in meaning; insight emphasizes understanding the true nature of something, often used with sagacity to describe perceptiveness; e.g., 'Her insight revealed the problem.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000