بازگشت

wisdom

wis·dom/ˈwɪz.dəm/
wisehaving experience and good judgment-domstate or quality
noun (اسم)common
حکمتفرزانگی

توانایی استفاده از دانش و تجربه برای گرفتن تصمیمات و قضاوت‌های درست.

The ability to use knowledge and experience to make good decisions and judgments.

«حکمت او به تیم کمک کرد تا سریع مشکل را حل کنند.»

Her wisdom helped the team solve the problem quickly.

«او به خاطر حکمتش در موقعیت‌های دشوار مورد تحسین است.»

He is admired for his wisdom in difficult situations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sagacityحکمت

رسمی. برای تأکید بر حکمت عمیق در متون علمی یا ادبی استفاده می‌شود؛ در مکالمه روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal. Used in academic or literary contexts to emphasize deep wisdom; less common in everyday speech.

prudenceاحتیاط

رسمی. بر قضاوت دقیق به ویژه در امور عملی تأکید دارد؛ گاهی بار معنایی محدودتری نسبت به wisdom دارد.

Formal. Focuses on careful judgment especially in practical matters; sometimes narrower than wisdom.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000