salami-slice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sa·la·mi-slice/səˈlɑːmi slaɪs/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): salami-slicedpast participle (مفعولی): salami-sliced-ing (حال): salami-slicing3rd (سوم): salami-slices

فعل — گام‌به‌گام پیش بردن

گام‌به‌گام پیش بردنتدریجی پیش رفتن

تغییری بزرگ را با مجموعه‌ای از قدم‌های کوچک و کم‌جلب‌توجه پیش بردن.

To pursue a large change through a series of small, less noticeable steps.

«آن‌ها سیاست را طی چند سال، قدم‌به‌قدم پیش بردند.»

They salami-sliced the policy over several years.

«آن نهاد کاهش بودجه‌اش را تدریجی اعمال می‌کند.»

The agency salami-slices its budget cuts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000