salt the earth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɔːlt ði ɝːθ/
phrase (عبارت)literary

عبارت — زمین را نابارور کردن

زمین را نابارور کردنبه‌کلی ویران کردن

زمین یا منابع را چنان ویران کردن که دیگر قابل استفاده نباشند.

To destroy land or resources so completely that they cannot be used again.

«ارتش زمین‌های پشت سرش را چنان ویران کرد که قابل استفاده نبودند.»

The army salted the earth behind it.

«آن‌ها می‌ترسیدند مهاجمان همه‌چیز را به‌کلی نابود کنند.»

They feared the invaders would salt the earth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000