salt the earth
/sɔːlt ði ɝːθ/
phrase (عبارت)literary
عبارت — زمین را نابارور کردن
زمین را نابارور کردنبهکلی ویران کردن
زمین یا منابع را چنان ویران کردن که دیگر قابل استفاده نباشند.
To destroy land or resources so completely that they cannot be used again.
«ارتش زمینهای پشت سرش را چنان ویران کرد که قابل استفاده نبودند.»
“The army salted the earth behind it.”
«آنها میترسیدند مهاجمان همهچیز را بهکلی نابود کنند.»
“They feared the invaders would salt the earth.”