بازگشت

sat

/sæt/
verb (فعل)common
past (گذشته): satpast participle (مفعولی): sat-ing (حال): sitting3rd (سوم): sits
نشست

شکل زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'sit' به معنای نشستن یا قرار گرفتن در حالت نشسته.

Past tense and past participle of 'sit', meaning to place oneself in a seated position.

«او روی مبل نشسته بود و کتاب می‌خواند.»

She sat on the sofa reading a book.

«او بی‌صدا پشت میزش نشست.»

He sat quietly at his desk.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restedاستراحت کرد

معمول. زمانی که نشستن به معنای استراحت کردن باشد، قابل جایگزینی است. 'او روی نیمکت نشست تا استراحت کند' درست است، 'او در طول جلسه روی صندلی استراحت کرد' نیز درست است، اما 'او روی صندلی استراحت کرد تا یادداشت بردارد' اگر خسته نبوده باشد، درست نیست.

Common. Can be interchangeable with 'sat' when sitting implies resting. 'He sat on the bench to rest' works, 'He rested on the chair during the meeting' also works, but 'He rested on the chair to take notes' does not work if he wasn't tired.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000