saturnine

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sat·ur·nine/ˈsætərˌnaɪn/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more saturninesuperlative (عالی): most saturnine

صفت — عبوس

عبوسغمگینسنگین

دارای حال و هوای افسرده، عبوس یا تیره و سنگین.

Gloomy, sullen, or somber in mood or appearance

«خلق‌وخوی عبوس او باعث می‌شد نزدیک شدن به او سخت باشد.»

His saturnine demeanor made him difficult to approach.

«آسمان پیش از طوفان تاریک و گرفته بود.»

The sky was dark and saturnine before the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moroseدلگرفته

رسمی. معنای مشابه، برای حالات افسرده به کار می‌رود.

Formal. Similar in meaning, used for gloomy moods.

sullenاخمو

رایج. نشان‌دهنده خلق‌وخو بد و گوشه‌گیر است، معمولاً سکوت.

Common. Indicates bad-tempered or sulky mood, often silent.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000