بازگشت
saw
/sɔː/
1noun (اسم)common
plural (جمع): saws
ارهاره برقی
ابزار دستی یا برقی با تیغه دندانهدار برای بریدن چوب یا مواد سخت دیگر.
A hand tool or power tool with a toothed blade used for cutting wood or other hard materials.
«او برای بریدن تختهها از اره استفاده کرد.»
“He used a saw to cut the planks.”
«نجار اره خود را تیز کرد.»
“The carpenter sharpened his saw.”
2verb (فعل)common
past (گذشته): sawedpast participle (مفعولی): sawed-ing (حال): sawing3rd (سوم): saws
اره کردنبریدن با اره
چیزی را با اره بریدن.
To cut (something) with a saw.
«آنها درخت قدیمی را به کنده اره کردند.»
“They sawed the old tree into logs.”
«او لوله فلزی را اره کرد.»
“He sawed through the metal pipe.”
تفاوت با واژههای مشابه
cut— بریدن. روزمره. 'Cut' یک اصطلاح کلی برای جدا کردن چیزی است، در حالی که 'saw' روش را مشخص میکند. "او کیک را برید" (نه با اره)، "او کنده را اره کرد" (با اره). فقط زمانی قابل جایگزینی است که ابزار به طور صریح اره باشد.
متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): sawpast participle (مفعولی): seen-ing (حال): seeing3rd (سوم): sees
دیدمشاهده کرد
شکل گذشته فعل دیدن؛ با چشم ادراک کردن.
Past simple of 'see'; perceived with the eyes.
«دیروز او را در پارک دیدم.»
“I saw him at the park yesterday.”
«او غروب زیبای خورشید را دید.»
“She saw the beautiful sunset.”
تفاوت با واژههای مشابه
witnessed— شاهد بود. رسمی. به معنای دیدن اتفاقی است و معمولاً به رویدادهای مهم یا عمومی اشاره دارد. "من شاهد تصادف بودم." برای دیدن معمولی قابل جایگزینی نیست.
observed— مشاهده کرد. رسمی. به معنای دقیقاً دیدن چیزی است، اغلب برای مطالعه یا تحلیل. "دانشمندان رفتار حیوانات را مشاهده کردند." برای دیدن معمولی قابل جایگزینی نیست.