missed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/mɪst/
missfail to hit/reach/experience-edpast tense / past participle
1verb (فعل)commonpast (گذشته): missedpast participle (مفعولی): missed-ing (حال): missing3rd (سوم): misses

فعل — از دست داده

از دست دادهبه هدف نخورده

صیغه گذشته و اسم مفعول فعل 'miss'؛ نتوانستن به چیزی رسیدن، زدن یا گرفتن.

Past tense and past participle of 'miss'; failed to hit, reach, or get.

«او چند اینچ از هدف منحرف شد (به هدف نخورد).»

He missed the target by a few inches.

«پروازم را به خاطر ترافیک از دست دادم.»

I missed my flight because of traffic.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more missedsuperlative (عالی): most missed

صفت — غایب

غایباز دست رفته

حاضر نبودن در زمان وقوع چیزی؛ گرفته نشده یا به دست نیامده.

Not present when something happened; not caught or obtained.

«فرصت از دست رفته قابل تأسف بود.»

The missed opportunity was regrettable.

«تماس‌های از دست رفته زیادی روی گوشی او بود.»

Many missed calls were on her phone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
absentغایب

رسمی. 'Absent' یک مترادف مستقیم است وقتی به عدم حضور اشاره دارد. در حالی که 'missed' می‌تواند به معنی غیبت باشد، 'absent' به طور خاص بر حالت عدم حضور تأکید می‌کند. 'He was absent from school' درست است، اما 'He was missed from school' اینجا کمی عجیب به نظر می‌رسد.

Formal. 'Absent' is a direct synonym when referring to not being present. While 'missed' can imply absence, 'absent' focuses specifically on the state of not being there. 'He was absent from school' works, 'He was missed from school' sounds a bit off here.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000