بازگشت

sectioned

sec·tioned/ˈsɛkʃənd/
verb (فعل)common
past (گذشته): sectionedpast participle (مفعولی): sectioned-ing (حال): sectioning3rd (سوم): sections
تقسیم کردن به بخشبخش‌بندی کردن

تقسیم کردن چیزی به بخش‌ها یا قسمت‌ها.

To divide something into sections or parts.

«گزارش به سه بخش تقسیم شده بود.»

The report was sectioned into three parts.

«زمین را برای ساخت‌وساز بخش‌بندی کردند.»

They sectioned the land for construction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dividedتقسیم شده

رایج. معنای مشابه؛ به طور کلی اشاره به جداکردن دارد.

Common. Similar meaning; refers broadly to partitioning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000