see things

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/si θɪŋz/
phrase (عبارت)common

عبارت — توهم دیدن

توهم دیدنخیالاتی شدن

چیزهایی را دیدن که واقعاً وجود ندارند، معمولاً بر اثر بیماری یا خستگی شدید.

To experience visions or perceive things that are not really present.

«بعد از دو شب بی‌خوابی، شروع کرد به توهم دیدن.»

After two nights awake, he started to see things.

«تب باعث شد چیزهایی خیالی در اتاق ببیند.»

The fever made her see things in the room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000