set to work

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt tə wɜrk/
phrase (عبارت)formal

عبارت — دست‌به‌کار شدن

دست‌به‌کار شدنبا جدیت شروع به کار کردن

با جدیت و هدف‌مندی شروع به کار کردن.

To begin working on something with energy and purpose.

«او با جدیت مشغول تهیه گزارش شد.»

She set to work on the report.

«بعد از ناهار دست‌به‌کار شدیم.»

We set to work after lunch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000