تکهای بزرگ و مستطیلشکل از پارچه کتان یا سایر پارچهها که روی تخت برای خوابیدن یا زیر آن استفاده میشود.
A large rectangular piece of cotton or other fabric, used on a bed for sleeping on or under.
«لطفاً ملحفههای تخت را عوض کنید.»
“Please change the bed sheets.”
«او ملحفههای تمیز را مرتب تا کرد.»
“She folded the clean sheets neatly.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی جمعی برای تمام مواد مورد استفاده در تختخواب، از جمله ملحفه، پتو و بالش. اگر به طور خاص به یک تکه پارچه اشاره شود، با 'sheets' قابل تعویض نیست. 'او رختخواب را عوض کرد' درست است، 'او ملحفهها را عوض کرد' نیز درست است، اما 'من رختخواب جدید خریدم' کلیتر از 'من ملحفههای جدید خریدم' است.
Everyday. A collective term for all materials used on a bed, including sheets, blankets, and pillows. Not interchangeable with 'sheets' if referring specifically to one piece of fabric. 'He changed the bedding' works, 'He changed the sheets' works, but 'I bought new bedding' is more general than 'I bought new sheets'.
روزمره/کمی رسمی. در اصل به پارچه ساخته شده از کتان اشاره داشت، اما اکنون اغلب برای توصیف کالاهای پارچهای خانگی، از جمله ملحفه تخت، حتی اگر از مواد دیگر ساخته شده باشند، استفاده میشود. گاهی اوقات با 'sheets' قابل تعویض است، به ویژه در زمینههای مربوط به لباسشویی. 'کتان تمیز' اغلب به معنای ملحفههای تمیز است.
Everyday/slightly formal. Originally referred to fabric made from flax, but now often used to describe household fabric goods, including bed sheets, even if made from other materials. Sometimes interchangeable with 'sheets', especially in laundry contexts. 'Fresh linen' often implies fresh sheets.
یک تکه ماده تخت، نازک و مستطیلشکل، مانند کاغذ، فلز یا شیشه.
A flat, thin, rectangular piece of material, such as paper, metal, or glass.
«او یادداشتها را روی یک ورق کاغذ نوشت.»
“He wrote notes on a sheet of paper.”
«پنجره از یک تکه شیشه ساخته شده بود.»
“The window was made of a single sheet of glass.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به طور خاص یک تکه تخت شیشه در پنجره یا در. فقط زمانی که به شیشه در این زمینه خاص اشاره دارد با 'sheet' قابل تعویض است. 'یک صفحه شیشه' درست است.
Everyday. Specifically a single flat piece of glass in a window or door. Only interchangeable with 'sheet' when referring to glass in this specific context. 'A pane of glass' works, 'a sheet of glass' also works.
روزمره/فنی. یک تکه تخت از فلز یا سایر مواد سخت، که اغلب در زمینههای فنی ضخیمتر از 'sheet' است، یا برای سرو غذا استفاده میشود. در برخی زمینهها با 'sheet' قابل تعویض است، اما 'plate' سفتی بیشتر یا عملکرد خاص را تداعی میکند. 'صفحه فولادی' رایج است، 'ورقه فولادی' نیز رایج است اما ممکن است به ماده نازکتر اشاره داشته باشد.
Everyday/technical. A flat piece of metal or other rigid material, often thicker than a 'sheet' in technical contexts, or used for serving food. Interchangeable with 'sheet' in some contexts, but 'plate' implies more rigidity or specific function. 'Steel plate' is common, 'steel sheet' is also common but might imply thinner material.
یک منطقه یا وسعت پهن و تخت، به ویژه از آب، یخ یا شعله.
A broad, flat area or expanse, especially of water, ice, or flame.
«گسترهای از یخ دریاچه را پوشانده بود.»
“A sheet of ice covered the lake.”
«شعلهها به صورت گسترهای از آتش بلند شدند.»
“Flames rose in a sheet of fire.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. بر وسعت وسیع و بدون وقفه تأکید دارد. وقتی به مناطق وسیع آب یا یخ اشاره دارد، اغلب برای تأثیر دراماتیک، با 'sheet' قابل تعویض است. 'گستره وسیعی از آب' درست است.
Formal/literary. Emphasizes the wide, unbroken area. Can be interchangeable with 'sheet' when referring to large areas of water or ice, often for dramatic effect. 'A vast expanse of water' works, 'a vast sheet of water' also works.