بازگشت

sheet

/ʃiːt/
1noun (اسم)common
plural (جمع): sheets
ملحفهپارچه روی تخت

تکه بزرگی از پارچه نازک که برای پوشاندن تخت استفاده می‌شود.

A large piece of thin cloth used to cover a bed.

«او هر هفته ملحفه‌ها را عوض می‌کرد.»

She changed the sheets every week.

«تخت با یک ملحفه سفید پوشیده شده بود.»

The bed was covered with a white sheet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coverروکش

رایج. در بعضی مواقع به جای «ملحفه» به کار می‌رود اما معنی کلی‌تری دارد.

Common. Can sometimes replace 'sheet' when referring to bed coverings but is more general.

bed linenلباس خواب

رسمی. به مجموعه‌ای از ملحفه‌ها و روکش‌ها اشاره دارد و معادل مستقیم نیست.

Formal. Refers collectively to sheets and related bedding, not as a direct synonym.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): sheets
ورق کاغذصفحه کاغذ

تکه بزرگ و مستطیلی کاغذ.

A large rectangular piece of paper.

«اسمش را روی ورق کاغذ نوشت.»

He wrote his name on the sheet of paper.

«لطفاً سند را روی یک ورق چاپ کن.»

Please print the document on a single sheet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pageصفحه

رایج. گاهی به جای «ورق» به کار می‌رود اما 'sheet' بیشتر شکل و اندازه را نشان می‌دهد.

Common. Can sometimes replace 'sheet' when referring to paper, but 'sheet' stresses size and shape.

leafبرگ (کاغذ)

رسمی/ادبی. بیشتر در چاپ و کتاب‌ها کاربرد دارد، روزمره نیست.

Formal/literary. Used mainly in printing and books, not everyday use.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): sheets
ورقهصفحه

لایه پهن و مسطح از ماده‌ای مانند فلز یا یخ.

A broad flat layer or surface of material, such as metal or ice.

«سقف با ورقه‌ای فلزی پوشانده شده بود.»

The roof was covered with a sheet of metal.

«لایه‌ای از یخ روی دریاچه شبانه شکل گرفت.»

A sheet of ice formed on the lake overnight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plateصفحه

فنی/رایج. در بافت‌های فنی یا روزمره به جای «ورق» به کار می‌رود.

Technical/common. Used interchangeably with 'sheet' for metal or flat surfaces in technical or everyday contexts.

layerلایه

رایج. کلی‌تر از «ورق» است و ممکن است به هر پوشش نازک گفته شود.

Common. More general than 'sheet', can mean any thin covering not necessarily flat.

متضادها
4verb (فعل)common
past (گذشته): sheetedpast participle (مفعولی): sheeted-ing (حال): sheeting3rd (سوم): sheets
پوشاندنلایه گذاری کردن

پوشاندن یا پیچیدن چیزی با ملحفه یا لایه‌ای نازک.

To cover or wrap something with a sheet or layer.

«آنها پنجره‌ها را با ملحفه پوشاندند تا سرما وارد نشود.»

They sheeted the windows to keep out the cold.

«سقف با صفحات فلزی پوشانده شده بود.»

The roof was sheeted with metal panels.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coverپوشاندن

رایج. اغلب جایگزین می‌شود اما 'sheet' لایه نازک و صاف دارد.

Common. Often interchangeable but 'sheet' implies use of a flat thin material.

wrapپیچیدن

رایج. بیشتر به معنی پیچیدن اطراف است، نه صرفاً پوشاندن صاف.

Common. Focuses more on surrounding an object, not just covering flatly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000