بازگشت

showy

show·y/ˈʃoʊi/
showto display or present-ycharacterized by or full of
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): showiersuperlative (عالی): showiest
پر زرق و برقخودنماجلف

جلب توجه کننده، اغلب به شکلی که بیش از حد درخشان یا گران‌قیمت باشد و سلیقه خوبی نداشته باشد.

Attracting a lot of attention, often in a way that is too bright or expensive, and not very tasteful.

«او گردنبندی الماس پر زرق و برق به مهمانی پوشید.»

She wore a showy diamond necklace to the party.

«ماشین برای شخصیت آرام او بیش از حد خودنمایانه بود.»

The car was too showy for his quiet personality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashyپر زرق و برق

روزمره. 'فلشی' تقریباً قابل تعویض با 'شویی' است اما اغلب به معنای ارزان بودن یا بی‌سلیقگی است، به ویژه برای لباس یا ماشین. 'ماشین فلشی' اغلب جدید و جلب توجه کننده است، 'ماشین شویی' ممکن است فقط بسیار تزئینی باشد.

Everyday. 'Flashy' is almost interchangeable with 'showy' but often implies a sense of cheapness or tackiness, especially for clothes or cars. 'A flashy car' is often new and attention-grabbing, 'a showy car' might just be very ornate.

ostentatiousخودنمایانه

رسمی. 'استانتاتشس' به طور خاص به نمایش ثروت یا دانش به گونه‌ای که قصد تحت تاثیر قرار دادن یا جلب توجه را دارد، اشاره می‌کند. این کلمه به معنای نمایش عمدی و اغلب مبتذل چیزی است. 'نمایش خودنمایانه ثروت'.

Formal. 'Ostentatious' specifically means displaying wealth or knowledge in a way intended to impress or attract notice. It implies a deliberate, often vulgar, show of something. 'An ostentatious display of wealth'.

متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): showiersuperlative (عالی): showiest
دیدنیچشم‌گیر

(در مورد گیاه یا گل) بزرگ و رنگارنگ، طراحی شده برای جذب گرده‌افشان‌ها.

(Of a plant or flower) large and brightly colored, designed to attract pollinators.

«این باغ دارای گل‌های گرمسیری پر زرق و برق زیادی بود.»

The garden featured many showy tropical flowers.

«این گیاهان شکوفه‌های چشم‌گیری دارند که مرغ‌های مگس‌خوار را جذب می‌کنند.»

These plants have showy blossoms that attract hummingbirds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flamboyantپر زرق و برق

ادبی. 'فلامبویانت' اغلب سبکی از تزئینات را توصیف می‌کند، معمولاً در معماری یا لباس، که بسیار پرجزئیات و چشمگیر است. همچنین می‌تواند رفتار یک شخص را توصیف کند. برای گل‌ها، به معنای بسیار رنگارنگ و خیره‌کننده است.

Literary. 'Flamboyant' often describes a style of ornamentation, usually in architecture or clothing, that is highly elaborate and dramatic. It can also describe a person's behavior. For flowers, it means very brightly colored and striking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000