silver-lined

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sil·ver lined/ˈsɪlvər laɪnd/
1adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more silver-linedsuperlative (عالی): most silver-lined

صفت — امیدبخش

امیدبخشدارای جنبهٔ مثبت

با وجود دشواری‌ها، جنبه‌ای امیدوارکننده یا سودمند داشتن.

Having a hopeful or beneficial aspect despite a difficult situation.

«این تأخیر یک فایدهٔ پنهان و امیدبخش داشت.»

The delay had a silver-lined benefit.

«او در آن ناکامی جنبه‌ای مثبت پیدا کرد.»

She found a silver-lined side to the setback.

2adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more silver-linedsuperlative (عالی): most silver-lined

صفت — با آستر نقره‌ای

با آستر نقره‌اینقره‌اندود

دارای آستری از نقره یا ماده‌ای به رنگ نقره بودن.

Having a lining made of silver or silver-colored material.

«داخل جعبه آستری نقره‌ای داشت.»

The box had a silver-lined interior.

«او در مراسم کتی با آستر نقره‌ای پوشیده بود.»

She wore a silver-lined coat at the ceremony.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000