بازگشت

skill

/skɪl/
noun (اسم)common
مهارتتبحر

توانایی انجام کاری به‌خوبی، به‌ویژه حاصل تمرین یا تجربه

The ability to do something well, especially as a result of training or experience

«او مهارت زیادی در نواختن پیانو دارد.»

She has great skill in playing the piano.

«کسب مهارت نیاز به زمان و تمرین دارد.»

Developing skill takes time and practice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abilityتوانایی

رایج. بیشتر جاها می‌توان به‌جای skill از ability استفاده کرد، ولی ability ممکن است ذاتی باشد و skill معمولاً به تجربه و یادگیری اشاره دارد.

Common. Generally interchangeable with 'skill' but 'ability' can be more innate, while 'skill' often implies learned expertise.

expertiseتخصص

رسمی. به سطح بالایی از مهارت یا دانش اشاره دارد؛ برای مهارت‌های پایه یا عمومی جایگزین مناسبی نیست.

Formal. Refers to a high level of skill or knowledge; not interchangeable when talking about basic or general skills.

proficiencyتسلط

رسمی. به شایستگی یا تسلط اشاره دارد؛ در زمینه‌هایی که تأکید روی مهارت است قابل جایگزینی است.

Formal. Indicates competence or mastery; can replace skill in contexts emphasizing competence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000