inability

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·a·bil·i·ty/ɪnəˈbɪləti/
in-negation / notablecapable of / can be-itystate or condition
noun (اسم)common

اسم — ناتوانی

ناتوانیعدم توانایی

وضعیتی که در آن فرد قادر به انجام کاری نیست.

The state of not being able to do something.

«ناتوانی او در شنا باعث شد کنار ساحل بماند.»

His inability to swim caused him to stay ashore.

«او ناتوانی در پاسخ دادن به سؤال را نشان داد.»

She showed inability to answer the question.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incapacityناتوانی

رسمی. معادل نزدیکی برای inability است ولی معمولاً در زمینه حقوقی یا پزشکی به‌کار می‌رود؛ در زبان محاوره همیشه قابل جایگزینی نیست.

Formal. Closely matches inability but often used in legal or medical contexts; not always interchangeable in casual speech.

incompetenceناکارآمدی

رسمی/انتقادی. بر نداشتن مهارت یا توانایی در انجام کارها تاکید دارد؛ وقتی منظور ناتوانی جسمی است جایگزین مناسبی نیست.

Formal/critical. Implies lack of skill or ability specifically in performing tasks; not interchangeable when referring to physical inability.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000