slam down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/slæm daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — محکم کوبیدن

محکم کوبیدنبا شدت روی زمین گذاشتن

یعنی چیزی را با شدت و معمولاً با صدای بلند روی سطحی گذاشتن یا کوبیدن.

To put or hit something down with great force and a loud noise.

«او گوشی را با شدت روی میز کوبید.»

She slammed down the phone.

«او کتاب را با عصبانیت محکم روی میز کوبید.»

He slammed the book down in anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bangمحکم کوبیدن

روزمره. برای ضربهٔ محکم و پرسروصدا می‌تواند جایگزین slam down شود؛ مثلاً She banged the cup down درست است، اما همیشه معنای گذاشتن چیزی روی سطح را ندارد. وقتی صدا اهمیت بیشتری دارد به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'slam down' for a noisy forceful impact — 'She banged the cup down' works, but it does not always imply putting an object down. Choose it when the sound is especially important.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — یک‌نفس نوشیدن

یک‌نفس نوشیدنسریع بلعیدن

یعنی نوشیدنی یا غذایی را خیلی سریع خوردن یا نوشیدن.

To consume a drink or food very quickly.

«او یک لیوان آب را یک‌نفس نوشید.»

He slammed down a glass of water.

«او پیش از کار قهوه‌اش را سریع سر کشید.»

She slammed down her coffee before work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gulpیک‌نفس نوشیدن

روزمره. برای سریع نوشیدن می‌تواند جایگزین slam down شود؛ مثلاً He gulped the water درست است، اما لحن خودمانی و خشن slammed down a beer را ندارد. برای خودِ عمل بلعیدن به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'slam down' for swallowing a drink quickly — 'He gulped the water' works, but it lacks the casual, forceful tone of 'slammed down a beer.' Choose it for the physical act of swallowing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000