slickered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

slick·ered/ˈslɪkərd/
slickera water-resistant raincoat-edpast participle or adjective form
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more slickeredsuperlative (عالی): most slickered

صفت — پوشیده شده بارانی

پوشیده شده بارانیدارای بارانی

پوشیدن بارانی یا پوشیده شده با آن.

Wearing a slicker (raincoat) or covered by one.

«او بارانی پوشیده بود و آماده طوفان بود.»

He was slickered and ready for the storm.

«کارگرانی که بارانی پوشیده بودند در باران خشک ماندند.»

The slickered workers stayed dry in the rain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000