بازگشت

spite

/spaɪt/
1noun (اسم)common
کینهبدجنسیرنجش

احساس تمایل به آزردن یا آسیب رساندن به کسی، معمولاً به دلیل کینه یا خشم.

A feeling of wanting to annoy or harm someone, often out of resentment or anger.

«او از روی کینه عمل کرد تا دوستش را آزرده کند.»

He acted out of spite to hurt his friend.

«او صرفاً از سر بدجنسی به نصیحت‌شان توجه نکرد.»

She ignored their advice purely from spite.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maliceبدخواهی

رسمی. منظور قصد آسیب رساندن یا رنجاندن است؛ شدیدتر و عمدی‌تر از spite است. بیشتر در متون حقوقی یا ادبی مصرف می‌شود.

Formal. Implies an intention to cause harm or suffering; stronger and more deliberate than 'spite'. Mostly used in legal or literary contexts.

resentmentرنجش

رایج. به احساسی از خشم یا ناراحتی نسبت به اشتباه تلقینی اشاره دارد، نه همیشه با قصد آسیب رساندن.

Common. Refers to a feeling of anger or displeasure about a perceived wrong, not always with a desire to harm.

متضادها
2preposition (حرف اضافه)common
با وجودعلیرغم

با وجود، یا بدون اینکه چیزی جلوی آن را بگیرد (در عبارت «in spite of» به کار می‌رود).

Despite or without being prevented by (used in the phrase 'in spite of').

«با وجود باران، به کوهنوردی رفتیم.»

In spite of the rain, we went hiking.

«او با وجود مشکلات کار را تمام کرد.»

She finished the work in spite of the difficulties.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000