split the baby

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/splɪt ðə ˈbeɪbi/
phrase (عبارت)common

عبارت — جستجوی مصالحه

جستجوی مصالحهراه‌حل میانه

یافتن راه‌حلی میانی که سعی در راضی کردن هر دو طرف دارد، معمولاً با تقسیم مساوی.

To find a compromise that tries to satisfy both parties, often by dividing something equally.

«آن‌ها تصمیم گرفتند راه‌حلی میانه پیدا کنند و ملک را مساوی تقسیم کنند.»

They decided to split the baby and share the property equally.

«در منازعات، گاهی باید برای حفظ صلح راه‌حل میانه‌ای پیدا کرد.»

In disputes, sometimes you have to split the baby to keep peace.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000