stave off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/steɪv ɒf/
staveto break a hole in something / to hold offoffaway / separated
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به تعویق انداختن

به تعویق انداختنجلوگیری کردندفع کردن

چیزی بد یا خطرناک را برای مدتی به تأخیر انداختن یا از وقوع آن جلوگیری کردن.

To delay or prevent something bad or dangerous from happening for a period of time.

«آنها سعی کردند ورشکستگی را تا حد امکان به تعویق بیندازند.»

They tried to stave off bankruptcy for as long as possible.

«یک کت گرم می‌تواند سرما را دفع کند.»

A warm coat can stave off the cold.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avertمنحرف کردن

رسمی. به معنای جلوگیری از وقوع چیزی ناخوشایند، اغلب با انجام کاری است. 'جلوگیری از بحران' و 'جلوگیری از فاجعه' صحیح هستند. معمولاً برای مشکلات کوچک استفاده نمی‌شود.

Formal. Implies preventing something undesirable from happening, often by taking action. 'Avert a crisis' works, 'avert disaster' works. Not typically used for minor inconveniences.

repelدفع کردن

رسمی/فنی. به معنای عقب راندن یا دور کردن چیزی، اغلب حمله یا ماده‌ای ناخوشایند است. 'دفع حمله' و 'دفع آب' صحیح هستند. کمتر درباره تأخیر و بیشتر درباره دور کردن کامل است.

Formal/Technical. Suggests driving something back or away, often an attack or an unpleasant substance. 'Repel an attack' works, 'repel water' works. Less about delaying, more about pushing away entirely.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000