بازگشت

step

/stɛp/
1noun (اسم)common
plural (جمع): steps
قدمگام

عمل یا صدای برداشتن و گذاشتن پا هنگام راه رفتن یا دویدن

The act or sound of lifting and putting down a foot in walking or running

«او یک قدم به جلو برداشت.»

She took a step forward.

«او صدای قدم‌ها را شنید که نزدیک می‌شدند.»

He heard footsteps approaching.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strideگام بلند

رسمی. به گام بلند و مطمئن اشاره دارد و نسبت به step عمومی‌تر نیست؛ «او گام بلندی برداشت» درست است اما «او گام بلندی برداشت» رایج‌تر است.

Formal. Refers to a long, confident step and is less general than 'step'; 'He took a long stride' works but 'He took a long step' is more common.

paceقدم برداشتن

روزمره. روی سرعت یا مقدار قدم برداشتن تمرکز دارد نه روی یک قدم واحد؛ «او با او هم‌قدم شد» درست است اما «او یک pace برداشت» نه.

Everyday. Focuses on the rate or speed of walking, not a single step; 'He kept pace with her' works but not 'He took a pace'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): steppedpast participle (مفعولی): stepped-ing (حال): stepping3rd (سوم): steps
قدم برداشتنپا گذاشتن

بالا بردن و گذاشتن پا هنگام راه رفتن یا جابه‌جایی

To lift and put down a foot while walking or moving

«او با احتیاط روی زمین لغزنده قدم برداشت.»

He stepped carefully on the slippery floor.

«او عقب رفت تا به او اجازه عبور بدهد.»

She stepped back to let him pass.

تفاوت با واژه‌های مشابه
walkراه رفتن

روزمره. معنای کلی‌تری دارد و به حرکت با پا اشاره دارد نه فقط برداشتن یک قدم؛ «او سریع قدم برداشت» به یک حرکت اشاره دارد، «او سریع راه رفت» به یک حرکت پیوسته.

Everyday. Broader than step as it means to move by foot generally, not just lifting a single foot; 'He stepped quickly' implies a single action, 'He walked quickly' a continuous one.

متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): steps
پلهپله‌گاه

یک سطح صاف شبیه یک پلکان که هنگام بالا یا پایین رفتن روی آن قدم می‌گذارند

A flat surface like a single stair to walk on when going up or down

«روی آخرین پله مراقب باش.»

Be careful on the last step.

«پله‌ها بعد از باران خیس بودند.»

The steps were wet after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stairپله

روزمره. اصطلاح کلی‌تر برای مجموعه‌ای از پله‌ها است؛ «stairs» به کل ساختار اشاره دارد و «step» به یک سطح خاص.

Everyday. More general term for a set of steps; 'stairs' refers to the entire structure, 'step' to one level.

4noun (اسم)common
plural (جمع): steps
مرحلهگام

یک عمل یا مرحله در یک روند یا دنباله

An action or stage in a process or sequence

«مرحله بعدی ارسال درخواست است.»

The next step is to submit the application.

«هر گام در پروژه مهم است.»

Each step in the project is important.

تفاوت با واژه‌های مشابه
phaseمرحله

رسمی. به دوره یا مرحله مشخصی در یک روند اشاره دارد که معمولاً بزرگ‌تر از یک گام است؛ «مرحله بعد» در مقایسه با «گام بعدی» ممکن است متفاوت باشد.

Formal. Refers to a distinct period or stage in a process, often bigger than one step; 'next phase' vs 'next step' can differ in scope.

stageمرحله

روزمره/رسمی. شبیه step است و به نقطه‌ای در روند اشاره دارد؛ غالبا قابل جایگزینی اما stage ممکن است بخش بزرگتری را نشان دهد.

Everyday/formal. Similar to step, means a point in a process; interchangeable often but stage can imply a larger section.

5verb (فعل)formal
past (گذشته): steppedpast participle (مفعولی): stepped-ing (حال): stepping3rd (سوم): steps
اقدام کردنقدم برداشتن

عمل کردن یا پیش رفتن در یک روند

To take action or proceed in a process

«باید در این مذاکره با احتیاط قدم برداریم.»

We must step carefully in this negotiation.

«او وارد مرحله جدیدی از زندگی‌اش شد.»

She stepped into a new phase of her life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proceedادامه دادن

رسمی. به پیش رفتن در روند یا عمل اشاره دارد، در بافت‌های رسمی جایگزین است؛ 'قدم برداشتن به جلو' بیشتر فیزیکی است و 'ادامه دادن' انتزاعی‌تر.

Formal. Means to move forward in a process or action, interchangeable in formal contexts; 'step forward' is more physical, 'proceed' is more abstract.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000