stick to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stɪk tu/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پایبند ماندن به

پایبند ماندن بهادامه دادن

همان کار، تصمیم یا انتخاب را ادامه دادن و عوض نکردن.

To continue doing or using a particular thing without changing.

«بیایید به برنامهٔ اصلی پایبند بمانیم.»

Let's stick to the original plan.

«او همان برنامهٔ ساده را ادامه می‌دهد.»

She sticks to a simple routine.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — محدود شدن به

محدود شدن بهدر چارچوب ماندن

خود را به یک موضوع، قانون یا محدوده محدود کردن.

To limit oneself to a particular subject, rule, or area.

«لطفاً از موضوع سؤال خارج نشو.»

Please stick to the question.

«راهنما فقط از جاده‌های امن رفت.»

The guide stuck to safe roads.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000