بازگشت

stoned

/stoʊnd/
adjective (صفت)informal
مستسرخوش

تحت تأثیر مواد مخدر، به‌خصوص ماری‌جوانا، باعث حالت سرخوشی یا تغییر در ادراک.

Under the influence of drugs, especially cannabis, causing euphoria or altered perception.

«بعد از کشیدن ماری‌جوانا مست شده بود.»

He was stoned after smoking marijuana.

«او حالت مستی داشت و نمی‌توانست تمرکز کند.»

She felt stoned and couldn't concentrate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
highمست

غیررسمی. معنی مشابه، در بافت‌های محاوره‌ای برای تأثیر مواد مخدر.

Informal. Similar meaning, used in casual contexts about drug influence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000