stop cold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstɑp ˈkoʊld/
phrase (عبارت)informal

عبارت — ناگهان متوقف کردن

ناگهان متوقف کردنیک‌باره از کار انداختن

کسی یا چیزی را ناگهان و کاملاً متوقف کردن.

To make someone or something cease suddenly and completely.

«آن اعلامیه جلسه را ناگهان متوقف کرد.»

The announcement stopped the meeting cold.

«قانون جدید فروش را یک‌باره متوقف کرد.»

The new rule stopped sales cold.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000