subsides

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sub·sides/səbˈsaɪdz/
sub-under, belowsideto sit
verb (فعل)commonpast (گذشته): subsidedpast participle (مفعولی): subsided-ing (حال): subsiding3rd (سوم): subsides

فعل — کاهش یافتن

کاهش یافتنفرونشستن

کم شدن شدت، خشونت یا شدت چیزی.

To become less intense, violent, or severe.

«طوفان پس از چند ساعت فروکش می‌کند.»

The storm subsides after a few hours.

«دردش به تدریج کاهش می‌یابد.»

His pain gradually subsides.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abateکاهش یافتن

رسمی. هنگام کاهش شدت قابل تعویض.

Formal. Interchangeable when meaning to lessen or decrease severity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000