بازگشت

surcharge

sur·charge/ˈsɜːrtʃɑːrdʒ/
sur-over, abovechargeto demand payment
1noun (اسم)common
plural (جمع): surcharges
هزینه اضافیشارژ اضافهکارمزد اضافی

هزینه اضافی که بر مبلغ معمول افزوده می‌شود، معمولاً به‌عنوان جریمه یا هزینه اضافی.

An additional charge added to the usual cost or price, often as a penalty or extra fee.

«برای بار اضافه در پرواز هزینه اضافی گرفته می‌شود.»

There is a surcharge for extra baggage on the flight.

«هزینه اضافی آخر هفته برای تمام رزروهای هتل اعمال می‌شود.»

A weekend surcharge applies to all hotel bookings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
levyمالیات یا هزینه

رسمی و فنی است. عمدتاً در زمینه‌های حقوقی یا مالی رسمی برای هزینه‌های تحمیلی به کار می‌رود؛ در موقعیت‌های روزمره به جای surcharge کمتر کاربرد دارد.

Formal/technical. Used mainly in legal or official financial contexts to mean imposed charges; less interchangeable with surcharge in everyday contexts.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): surchargedpast participle (مفعولی): surcharged-ing (حال): surcharging3rd (سوم): surcharges
اضافه هزینه گرفتنشارژ اضافی کردن

اخذ هزینه اضافی بر مبلغ یا نرخ معمول.

To charge an extra amount over the usual price or fee.

«فروشگاه بابت تحویل در منزل هزینه اضافی گرفت.»

The store surcharged customers for home delivery.

«آن‌ها برای خدمات اولویت‌دار ۱۰ دلار هزینه اضافی گرفتند.»

They surcharged an extra 10 dollars for priority service.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overchargeبیش‌گرفته شدن

رایج است. به معنای دریافت مبلغ بیش از حد معمول یا منصفانه است؛ در موقعیت‌های غیررسمی قابل جایگزینی است اما overcharge معمولاً بار معنایی منفی دارد.

Common. Means charging more than usual or fair price; interchangeable in informal contexts but overcharge often implies unfairness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000