swim with sharks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈswɪm wɪð ˈʃɑrks/
1phrase (عبارت)common

عبارت — با کوسه‌ها شنا کردن

با کوسه‌ها شنا کردندر آبِ دارای کوسه شنا کردن

در آبی که کوسه‌ها در آن هستند شنا کردن.

To swim in water where sharks are present.

«غواصان برای شنا با کوسه‌ها پول پرداخت کردند.»

Divers paid to swim with sharks.

«آیا در قفس با کوسه‌ها شنا می‌کردی؟»

Would you swim with sharks in a cage?

2phrase (عبارت)informal

عبارت — با آدم‌های گرگ‌صفت سروکار داشتن

با آدم‌های گرگ‌صفت سروکار داشتنوارد رقابت بی‌رحمانه شدن

با آدم‌های تهاجمی، بی‌رحم یا بسیار رقابت‌جو سروکار داشتن.

To deal with aggressive, ruthless, or highly competitive people.

«در آن صنعت با آدم‌های بی‌رحم سروکار داری.»

In that industry, you swim with sharks.

«او یاد گرفت در دنیای مالی با رقابت بی‌رحمانه کنار بیاید.»

She learned to swim with sharks in finance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000