بازگشت

swoon

/swuːn/
1verb (فعل)common
past (گذشته): swoonedpast participle (مفعولی): swooned-ing (حال): swooning3rd (سوم): swoons
غش کردناز حال رفتن

از حال رفتن یا بیهوش شدن، معمولاً به خاطر احساس شدید یا سرگیجه.

To faint or lose consciousness, often due to strong emotion or dizziness.

«او پس از ایستادن زیر آفتاب داغ از حال رفت.»

She swooned after standing in the hot sun.

«بسیاری از طرفداران از شدت احساس در اجرای خواننده غش کردند.»

Many fans swooned at the singer's performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
faintغش کردن

متداول. در مواقع از دست دادن هوشیاری با swoon قابل جایگزینی است؛ هر دو در جمله «او از گرما غش کرد» کاربرد دارند. faint در گفتار روزمره رایج‌تر است.

Common. Interchangeable with 'swoon' in contexts of losing consciousness; 'she fainted from heat' and 'she swooned from heat' both work. 'Faint' is more widely used in everyday speech.

collapseاز حال رفتن ناگهانی

متداول. وقتی بخواهیم افتادن ناگهانی یا ضعف را تأکید کنیم جایگزین swoon می‌شود، مثل «او از ضعف ناگهانی افتاد»، ولی برای از دست دادن هوشیاری به آرامی مناسب نیست.

Common. Can replace 'swoon' when emphasizing sudden fall or weakness, e.g. 'He collapsed from exhaustion' but not when just losing consciousness gently.

متضادها
2verb (فعل)informal
past (گذشته): swoonedpast participle (مفعولی): swooned-ing (حال): swooning3rd (سوم): swoons
شیفته شدناز شدت تحسین بی‌خود شدن

از شدت احساسات، به ویژه تحسین یا عشق، غرق شدن و مست شدن.

To be overwhelmed or ecstatic with strong feelings, especially admiration or love.

«او از شدت احساس در صحنه عاشقانه فیلم غش کرد.»

She swooned over the romantic movie scene.

«طرفداران وقتی سلبریتی وارد اتاق شد به وجد آمدند.»

Fans swooned when the celebrity entered the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fawnتملق گفتن، شیفته شدن

رسمی. هنگام توصیف تحسین زیاد جایگزین swoon می‌شود، مثل «او به بازیگر تملق گفت». در گفتار رایج کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Can replace 'swoon' when describing excessive admiration, e.g. 'She fawned over the actor'. Less common in spoken English.

adoreمحبت زیاد داشتن، دوست داشتن

متداول. وقتی عشق یا تحسین شدید باشد، گاهی با swoon قابل جایگزینی است؛ مثل «او خواننده را دوست دارد» در مقابل «او عاشق خواننده است». Adore عمومی‌تر است.

Common. Sometimes interchangeable with 'swoon' when expressing strong love or admiration, e.g. 'She adores the singer' vs 'She swoons for the singer'. 'Adore' is more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000