بازگشت

fawn

/fɔːn/
1noun (اسم)common
plural (جمع): fawns
گوزن جوانبره گوزن

گوزن جوان، مخصوصاً گوزنی که در سال اول عمرش است.

A young deer, especially one in its first year.

«گوزن مادر کنار گوزن جوانش ماند.»

The mother deer stayed close to her fawn.

«ما یک گوزن جوان را در میان بوته‌ها دیدیم.»

We saw a fawn hidden in the bushes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calfبره جانوری

رایج. به بچه حیوانات بزرگ مختلف از جمله گوزن گفته می‌شود؛ وقتی به گوزن جوان اشاره دارد می‌تواند جایگزین fawn باشد—مثلاً «a deer calf» برابر است با «fawn».

Common. Can refer to young of various large animals including deer; interchangeable with 'fawn' when meaning young deer—'a deer calf' equals 'fawn'.

2verb (فعل)common
past (گذشته): fawnedpast participle (مفعولی): fawned-ing (حال): fawning3rd (سوم): fawns
چاپلوسی کردندراز کردنتملق گفتن

نمایش علاقه زیاد یا چرب‌زبانی به منظور جلب محبت و امتیاز گرفتن.

To show affection or excessive flattery to gain favor.

«او برای گرفتن ترفیع، پیش رئیس چاپلوسی کرد.»

He fawned over the boss to get a promotion.

«او به مهمانان زیاد توجه کرد تا احساس خوش‌آمد گویی کنند.»

She fawned on the guests to make them feel welcome.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curry favorتملق گفتن

رسمی. به معنی تلاش برای جلب محبت با چاپلوسی است؛ مشابه fawn ولی رسمی‌تر و معمولاً بار منفی دارد.

Formal. Means to try to gain favor by flattery; similar to 'fawn' but more formal and often negative in tone.

grovelذلت کشیدن، چاپلوسی بیش از حد

غیررسمی. حالت بسیار شدید چاپلوسی یا تسلیم است که اغلب احساس ناچاری دارد؛ وقتی تواضع مدنظر است می‌تواند جایگزین fawn شود.

Informal. Very strong form of showing submission or excessive flattery, often with a sense of desperation; can replace 'fawn' when emphasizing humility.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000